دستیابی به پیشرفت وتعالی موفقیت باید اصولی را بشناسیم - شیوه های نوین مطالعه، راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت
سفارش تبلیغ
اخبار جدید
اخبار جدید
آنکه در پاسخ دادن شتاب کند، پاسخ را درنیابد . [امام علی علیه السلام]
شیوه های نوین مطالعه، راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» برای دستیابی به پیشرفت وتعالی موفقیت باید اصولی را بشناسیم وآنها

برای دستیابی به پیشرفت وتعالی موفقیت باید اصولی را بشناسیم وآنها را رعایت کنیم که عبارتند از :
1-باید انگیزه ها را مشخص کنیم تابا یک برنامه ریزی اصولی به هدف برسیم.
2-هر چه وهر کجا که هستیم به دلیل آن است که خودمان این طور خواسته ایم مسئولیت کامل آنچه که هستیم وآنچه بدست آورده ایم وآنچه خواهیم شد . بر عهده خود ماست .
3-ما تبدیل به همان چیزی می شویم که در باره آن بیشتر فکر می کنیم . پس برای رسیدن به هدف ورسیدن به کمال وپیشرفت روز افزون در زندگی باید به اهداف آنچه که می خواهیم فکر کنیم ودر راه آن کوشا باشیم.
4- همه ی امید ها رویاها وهدف ها آرمان های مادر گروسخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.
5-در هر حوزه ای موفق ترین افراد کسانی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند عملکرد خوب نتیجه ی انجام آمادگی کامل است.
6-هر چه بیشتر کار کنیم کار آرایی بیشتری پیدا می کنیم اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توان ما باشد .
7- مصمم بودن یکی از راههای رسیدن به پیشرفت وترقی است.
8-استقامت ویزگی اساسی موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم.طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد. 


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( یکشنبه 88/12/9 :: ساعت 4:17 عصر )
»» امروزه اندیشه وتمدن اسلامی جان مایه نیرومندی برای احیا دارد اگر

امروزه اندیشه وتمدن اسلامی جان مایه نیرومندی برای احیا دارد اگر ما بخواهیم جایگاه شایسته برای تعالی همه جانبه داشته باشیم .


1-ترسیم دقیق چشم انداز مطلوب ومتناسب با مقتضیات زمان


2- عزم واراده جدی همراه با نشاط وامید احساس توانایی و دوری از  خود باختگی


3-بالا بردن سطح شناخت علمی


4-تقویت روح ایمان تقوا واستواری .......


5- ارتقای دانش وسطح علمی وبسط وتعمیق نهضت نرم افزاری با به  کار گیری همهی ظرفیت های موجود


6-ارتباط وثیق همدلی ومشارکت در سطح بین الملل اسلامی وتعاون  وهمکاری گسترده در ابعاد مختلف (نه انزوا گزینی وانفعال )


7- استمداد از عنایات الهی توکل بر خداوند وتکیه بر درون مایه های  دینی وبومی در حین استفاده خردمندانه وگزینشگرانه از دانش ها وتجربیات دیگران .



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( یکشنبه 88/12/9 :: ساعت 4:17 عصر )
»» بخش :حدیث وداستان

بخش :حدیث وداستان
1-جامعه وقتی پیشرفت می کند که فرمان روایان ومسئولین سیاسی هوشمند وخیر خواه جامعه
2-داشتن فقهای آگاه ومدیرو ومدبر وارسته وپارسا دین شناس ودیندار
3-پزشک حاذقی که مورد اطمینان جامعه باشد(اصول کافی، ج 1، ص‏32.)
واما احادیث دیگر:
با سلام خدمت شما عزیزان
امام رضا علیه السلام فرموده اند : هر گاه در حال کسب و کار بودی و وقت نماز رسید کسب و کارت تو را از نماز باز ندارد.
حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر کس ماده غذایی بخرد و برای اینکه به مسلمانان گران بفروشد چهل روز انبار کند و پس لز چهل روز آن را بفروشد و همه ی درآمد آن را صدقه بدهد کفاره گناه او نخواهد شد.
حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر که نهالی در زمین بکارد خداوند به میزان ثمر و منافعی که از آن درخت عاید می شود  در نامه اعمال او اجر و ثواب ثبت می کند .
حضرت محمد (ص) فرموده اند : هر یک از شما  هر گاه داخل خانه خود شد باید سلام کند زیرا موجب نزول برکت و انس با فرشتگان خواهد شد.
امام حسین (ع) فرموده اند : هر که دوست دارد مرگش به تاخیر افتد و روزی اش افزایش یابد صله ی رحم به جای آورد.
حضرت محمد (ص) فرموده اند : اگر برادر مسلمانت عیبی از تو بداند و به آن تو را سرزنش کند تو به واسطه عیب و گناهی که از او می دانی سرزنشش مکن تا برای تو پاداش باشد و بر او گناه .
امام صادق (ع) فرموده اند : هر گاه مومن به برادر مؤمن خود تهمت زند ایمان در قلب او آب شود همچنان که نمک در آب حل می شود.
امام علی (ع) فرموده اند: خوشرویی در سه چیز است دوری کردن از کارهای حرام ، طللب حلال ، و فراهم آوردن آسایش و رفاه بری خانواده


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( یکشنبه 88/12/9 :: ساعت 4:17 عصر )
»» هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید. ما دوست داریم باور کنیم هر کار که

هیچ کس از انتقاد خوشش نمی آید. ما دوست داریم باور کنیم هر کار که می کنیم درست است. حتی اگر خلاف آن حقیقت داشته باشد.وقتی اشتباه مرتکب می شویم , ترجیح می دهیم کسی متوجه نشود.اما مردم متوجه می شوند و گاهی نیز اشتباهات ما را گوشزد می کنند. شاید این حتی وظیفه آنهاست که اشتباهات ما را ببینند و به ما کمک کنند که در آینده دیگر مرتکب آنها نشویم. هر قدر دیگران سعی کنند مثبت باشند , اما انتقاد ناراحت کننده است . اگر سه نکته را به خاطر داشته باشید , از تلخی انتقاد کمی کاسته می شود.
1- هرگز تداعی عمل نکنید , این فقط بی ثباتی و عدم اعتماد به نفس شما را نشان می دهدو در ضمن طغیانهای احساسی به ندرت چیزی را حل می کنند و معمولا وضع را بدتر نی منند.
2- اگر انتقاد را بیش از یک بار شنیده اید حتما آن را جدی بگیرید و به آن توجه کنید. اگر افراد متعددی یک نظریهمشابه بدهند حتما اشکالی وجود دارد که باید حل شود.
3- منبع انتقاد را در نظر بگیرید, ایا شخصی که از شما انتقاد کرده از چیز دیگری دلخور است ؟ آیا این واکنش تنددلیل خاصی دارد؟
4- یاد بگیرید آرام باشید. کار آسانی نیست اما می توانید یاد بگیرید حتی در شرایط سخت آرامش خود را حفظ کنید کشیدن نفسهای عمیق و آرام کمک می کند.
5- خود را از رفتار خود جدا کنید. حتی آدمهای خوب هم ممکن است رفتارهای نادرست از خود بروز دهند. اشتباهکردن به معنای بد بودن شما نیست.
6- سعی کنید چیزی یاد بگیرید. ممکن است یک انتقاد درس بزرگی برای شما در بر داشته باشد.بعدا به آن انتقاد بیشتر فکر کنید . اگر بجا بود  ببینید چگونه می توانید اشکال را بر طرف کنید و پیشرفت کنید.
ما با اینکه انتقاد را منفی می دانیم اما در واقع می توان یک نیروی مثبت در کمک به ما برای پیشرفت به حساب بیاید . شاید هرگز از انتقاد خوشتان نیاید اما می توانید یاد بگیرید آن را بپذیرید.


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( یکشنبه 88/12/9 :: ساعت 4:17 عصر )
»» علم بدون معرفت بی فایده است

علم بدون معرفت بی فایده است


محمد بن حسن صفار در ((بصائر الدرجات )) معنعن نقل کرده از محمد بن فلان واقفی که گفت : مرا پسرعموئی بود به نام حسن ابن عبدالله زاهد و اعبد اهل زمانش بود و سلطان به دیدنش می رفت ولی او با سلطان با سخنان خشن برخورد می کرد و سلطان را با تندی موعظه می کرد و سلطان نیز به خاطر صلاح و تقوای او تحمل می کرد و چیزی نمی گفت : تا اینکه روزی در مسجد در خدمت حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بود حضرت به او فرمود: من از کارهای تو خوشم می آید و رفتار تو مرا خوشنود می کند جز اینکه ترا معرفت نیست برو معرفت طلب کن .عرض کرد: ای پسر پیغمبر معرفت چیست ؟ فرمود برو تفقه کن دانش بیاموز و حدیث یاد بگیر.


عرض کرد از چه کسی یاد بگیرم فرمود: از مالک بن انس و از فقهای اهل مدینه ولی هر حدیثی یاد گرفتی آن را به من عرضه کن .پس او رفت و با آن علما سخن گفت سپس آمد حدیثها را برای حضرت خواند حضرت همه آنها را دور انداخت و فرمود: برو معرفت یاد بگیر پس او حضرت را رها نکرده عرض کرد فدایت شوم من در پیشگاه خدا بر تو احتجاج خواهم کرد پس مرا به معرفت هدایت کن حضرت فرمود پس از پیامبر خلافت با امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از آن با امام حسن و امام حسین و علی بن الحسین و محمد بن علی و جعفر بن محمد و چون به خودش رسید ساکت شد.


عرض کرد: اکنون امام کیست ؟ فرمود: اگر بگویم قبول می کنی ؟عرض کرد بلی ، فرمود آن منم عرض کرد: به چه دلیل ؟ فرمود برو نزد آن درخت و بگو موسی بن جعفر به تو می گوید بیا نزد من می گوید رفتم تا گفتم دیدم زمین را شکافت تا آمد نزد حضرت ایستاد پس حضرت اشاره ای فرمود دوباره به جای خود برگشت پس آن مرد اقرار کرد به حضرت (و شیعه شد) و پس از آن سکوت اختیار کرد و دیگر کسی او را ندید که سخن بگوید و پیش از این خوابهای نیکو می دید و دیگر آن خوابها را هم ندید یک روز حضرت صادق را مانند رؤیا دید و شکایت کرد از اینکه دیگر خواب نمی بیند حضرت فرمود:

مؤمن چون ایمانش راسخ شد رؤیا از او برطرف می شود.

نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( دوشنبه 88/11/26 :: ساعت 5:38 عصر )