هفته چهارم شهریور87 - شیوه های نوین مطالعه، راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت
سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران
سزاوارترین مردم به خدمت، دانشمند است . [عیسی علیه السلام]
شیوه های نوین مطالعه، راه‌های پیشرفت و موانع پیشرفت
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
»» خصوصیسازی، دیرینهترین واژه اقتصادی است که در دوره اقتصاد نوین و

خصوصی‌سازی، دیرینه‌ترین واژه اقتصادی است که در دوره اقتصاد نوین و توسعه ساختارهای مدنی هر جامعه به‌شدت مورد توجه قرار گرفته و تحت حمایت منادیان تئوری سازمانی اقتصادی قرار گرفته است.

خصوصی‌سازی هدفمند و هوشمند برای رشد و توسعه اقتصادی هر کشوری، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است و باید سرلوحه اهداف و محور راهبردها و طرح‌های برنامه‌ریزی اقتصادی و توسعه قرار گیرد.

خصوصی‌سازی شامل واگذاری فعالیت‌های تولیدی و تصدی‌گرایانه دولت به بخش‌های غیردولتی با هدف افزایش کیفیت و کاهش هزینه‌ها و قیمت تمام‌شده می‌باشد که می‌بایست به نوعی اصول رقابت و شفافیت را رعایت نمایند و راهکارهای اساسی و زیربنایی آن در جامعه نهادینه شده و رشد و تعالی اقتصاد کشور را در بخش‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی مهیا سازد.

بررسی به‌عمل‌آمده نشان می‌دهد همه اقتصادها و کشورها تلاش می‌کنند تا هزینه‌های تولید کالا را به حداقل رسانیده و کاهش دهند تا از یک طرف قدرت خرید بیشتر شهروندان را جلب نمایند و از طرف دیگر از منابع ثابت اقتصادی- تولیدی کالاهای بیشتری را به بازار عرضه نمایند که این خود در راستای رسیدن به اهداف برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست‌ساله کشور کمک شایانی خواهد نمود.

 هدف از واگذاری گسترده و قابل توجه بخش‌های دولتی به خصوصی، خارج از افزایش کارایی شرکت‌های دولتی، برداشتن گام‌های بلند در اقتصاد ملی و عدالت‌محوری است.

 روشن است که با این نگاه اقتصادی، واگذاری‌ها جهت جابه‌جایی توان و فرصت و قدرت دولت صورت می‌گیرد. اتفاقاً این نوع هدف‌گذاری در نمونه‌های موفق خصوصی‌سازی در دنیای اقتصادهای پیشرفته و توسعه‌یافته قابل رؤیت است و شاید کشور ما در این راستا ضعیف عمل نموده و از قافله کشورهای پیشرفته و موفق در جهان امروزعقب مانده، دچار سیر نزولی شده است.

برای رسیدن به قله‌های پیشرفت و توسعه اقتصادی همگام با کشورهای توسعه‌یافته جهت گسترش جهانی‌سازی و آزادسازی تجارت و سرمایه‌گذاری‌های ملی، دولت‌ها در سراسر جهان، مسیر خصوصی‌سازی بنگاه‌های تحت سیطره دولت را پیش گرفته تا بهتر بتوانند در برابر فشارهای ناشی از رقابت پایداری کنند و نیز منابع بیشتری برای اجرای برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی خود در اختیار داشته باشند.

 در سایه خصوصی‌سازی، امکان همگانی‌شدن اقتصاد با مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی به گسترده‌ترین شکل ممکن فراهم آمده است. اگر موانع و دشواری‌های موجود بر سر راه تسریع روند خصوصی‌سازی برداشته شود و دستگاه‌های مربوطه با شناسایی و مرتفع‌ساختن آن موانع بتوانند بستر و پیش‌زمینه‌های خصوصی‌سازی را در کشور هموار سازند و بخش‌ خصوصی نیز در راستای رسیدن به اهداف توسعه‌طلبانه قدم‌های موثر بردارد، در آینده نه چندان دور شاهد شکوفایی اقتصاد و پویایی و کارآمدی کشور در بین کشورهای مختلف اقتصادی خواهیم بود و این نشان از قدرت و عظمت اسلام در راه نیل به اهداف بلندمدت داخلی و بین‌المللی خواهد بود. پس بهبود و گسترش توانمندی و رقابت‌پذیری بخش خصوصی می‌تواند هم وضعیت اقتصادی داخلی و حضور موثر آن را تقویت کند و هم شرایط را برای ورود مقتدرانه و قوی در بازارهای جهانی و بین المللی فراهم می سازد.

 مشارکت فعال مردم در عرصه‌های اقتصادی و تولیدی می‌تواند با مرتفع‌ساختن بن‌بست‌های اقتصادی کشور، زمینه رشد و توسعه پایدار امور اقتصادی و شکوفایی همه‌جانبه کشور را در بخش‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مهیا سازد.

 با درنظرگرفتن تمام جوانب و مشکلات و موانع خصوصی‌سازی در کشور و با تقویت و توسعه بخش خصوصی که تنها گزینه پیشروی اقتصادی ملی است می توان توسعه و پیشرفت اقتصادی کشور را انتظار داشت.

 در فرهنگ اقتصادی کشور ما خصوصی‌سازی، سیاست اقتصادی جهت تعادل بخشیدن میان دولت و دیگر بخش‌های اقتصادی با هدف ایجاد شرایط رقابت کامل و دستیابی بیشتر کارایی اقتصادی و اجتماعی تعریف گردیده و فضای رقابت و ایجاد نظام حاکم بر بازار بنگاه‌ها و واحدهای خصوصی را در جامعه فراهم آورده است که نقش اساسی و زیربنایی در اقتصاد کشور ایفا خواهد نمود.

 لذا خصوصی‌سازی باید با هدف افزایش بازدهی و عدالت اجتماعی و اقتصادی در کشور به صورت قاطع و سریع عملی و منابع حاصل از آن جهت بسترسازی برای رشد و توسعه اقتصاد کشور هزینه گردد.

به امید آن‌که الگوی خصوصی‌سازی در ایران کپی و برداشتی از خصوصی‌سازی کشورهای غربی و همتاهای شرقی نباشد و با یک دیدگاه آینده‌ نگرانه و هوشمندانه در راستای سیاست‌های دولت عدالت ‌محور و عدالت‌ خواه صورت پذیرد.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( شنبه 87/6/30 :: ساعت 6:0 صبح )
»» اولین پله پیشرفت

اولین پله پیشرفت‌

جهان با سرعت شگفت‌انگیز در حال تحول و تغییر است. همه چیز از اقتصاد و فناوری تا علم و فرهنگ و سیاست در حال جابه‌جایی است.

می‌خواهیم بدانیم فرهنگ کار دچار چه تغییراتی شده است و می‌شود.

ما در چیزی شبیه دهکده جهانی زندگی می‌کنیم. باید با چشمانی باز به همه‌سو نگریست و مراقب بود. حتی شاید تحول و نوآوری به صورت مناسب در جریان باشد که نتوانیم از آن بهره بگیریم یا در آن مشارکت بجوییم.

باید آهنگ این قافله را دریافت. تنها آگاهی و دانش است که ما را حفظ می‌کند و به پیش می‌راند. غفلت راه به جایی نخواهد برد.

نوآوری می‌تواند به طور سیستماتیک اداره شود. اگر فرد بداند کجا و چگونه دنبال آن بگردد.همان‌گونه که دراکر‌ (DRUCKER) خاطرنشان می‌کند، نوآوری وظیفه هر رئیسی می‌تواند باشد و این وظیفه با تحقیقی هوشیار برای فرصت‌ها آغاز می‌شود. این‌گونه فرصت‌ها را می‌توان دسته‌بندی کرد، ولی نمی‌توان پیش‌بینی نمود. یافتن این فرصت‌ها و بهره‌برداری از آنها با راه‌حل‌های متمرکز و عملی نیازمند کاری منظم است. با وجود بحث‌های زیاد درخصوص شخصیت‌ کارآفرینی تعداد کمی از کارآفرینان (افراد موفق و برتر)‌ این خصوصیت‌ها را داشته‌اند. آنچه تمامی کارآفرینان موفق به طور معمول دارند، شخصیت خاصی نیست، بلکه تعهدی (الزام)‌ است که به تمرین و بکارگیری سیستماتیک نوآوری دارند.

کارآفرینی کارکرد اصلی نوآوری است. پس این موضوع به فعالیتی خاص گفته می‌شود که در قلب این فعالیت نوآوری قرار دارد و تلاش برای خلق تغییرات هدفمند و متمرکز در پتانسیل‌های اجتماعی یا اقتصادی یک سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود.

منابع نوآوری‌

نوآوری‌هایی وجود دارند که از جرقه ناگهانی ذهن یک نابغه ظاهر می‌شوند. با این وجود بیشتر نوآوری‌ها خصوصا آنها که موفق بوده‌اند، نتیجه تحقیق هدفمند و هوشیار آنان برای دستیابی به فرصت‌های نوآوری است که تنها در شرایط خاص یافت می‌شوند.

چهارگونه از این فرصت‌ها داخل شرکت یا صنعت موجود است.

1 - اتفاقات غیرمنتظره‌

2 - ناسازگاری و عدم تناسب‌

3 - نیازمندی‌های فرآیند

4 - تغییرات صنعت و بازار

این منابع با یکدیگر در تماس مستقیم‌اند و در ریسک سختی و پیچیدگی با یکدیگر تفاوت دارند و پتانسیل نوآوری ممکن است هر زمان در ناحیه‌ای قرار گیرد، اما این موارد با یکدیگر، دلیل بیشتر فرصت‌های نوآوری را تشکیل می‌دهند.

اتفاقات غیرمنتظره ابتدا به عنوان ساده‌ترین منبع فرصت‌های نوآوری در نظر گرفته می‌شود. شکست‌ها و موفقیت‌های غیرمنتظره از منابع مولد فرصت‌های نوآوری است؛ زیرا بسیاری از کارهای تجاری یا به آن توجه و اعتنا نمی‌کنند و یا این که از آن ناراحت می‌شوند.ناسازگاری بین انتظارات و نتایج نیز می‌تواند دریچه‌هایی به روی فرصت‌های نوآوری باز کند.

قوانین نوآوری‌

نوآوری‌های سیستماتیک و هدفمند با تحلیل از منابع فرصت‌های جدید آغاز می‌شود بسته به زمینه نوآوری، منابع در زمان‌های مختلف اهمیت متفاوتی دارند.

یک نوآوری برای موثر بودن باید ساده و متمرکز باشد و فقط باید یک کار را انجام دهد. در غیر این صورت مردم را گیج می‌کند در حقیقت بزرگ‌ترین تحسینی که یک نوآوری می‌تواند دریافت کند، این است که مردم بگویند «این واضح است و چرا به فکر من نرسید؟ بسیار ساده است.»

حتی نوآوری‌هایی که کاربران جدید و بازار جدید خلق می‌کند نیز در راستای یک طراحی کاربردی دقق، تمیز و بادقت باشد.

نوآوری‌های موثر، از فعالیت‌های کوچک آغاز می‌شود و آنها دچار بزرگ‌نمایی نمی‌شوند. سعی می‌کنند تا یک کار مشخص را انجام دهند. اگر یک نوآوری در ابتدا پیشگامی را هدف قرار ندهد، به قدر کافی نمی‌تواند نوآوری داشته باشد.

بالاتر از همه اینها، نوآوری بیشتر عمل است تا نبوغ و نیازمند به دانش دارد.

نوآوری بیشتر نیازمند قوه و ابتکار و هوش است. نیاز به تمرکز دارد. در حقیقت نوآوران بندرت در بیش از یک زمینه کار می‌کنند و در نوآوری همانند هر تلاش دیگری استعداد، هوش، قوه ابتکار و دانش نهفته است.

نوآوری به کار سخت متمرکز و هدفمند نیاز دارد. اگر در سعی و کوشش و اصرار و پافشاری و تعهد و الزام کوتاهی می‌شود، استعداد و هوش و دانش فایده و ارزش ندارد.

کارآفرین در مقایسه با نوآوری سیستماتیک بیشتر مورد توجه است. به طور مثال، راهبرد مجزای کارآفرینی و قوانین مدیریت کارآفرینی که برای سرمایه‌گذاری بنیان گذاشته، برای سازمان‌های خدمات عمومی و ریسک‌های جدید مورد نیاز است.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » محمدحسین ( جمعه 87/6/29 :: ساعت 6:0 صبح )
»» تعلیم و تربیت و عقب ماندگی ایران

تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران

بعزم مرحله عشق پیش نه قدمی                   که سودها کنی اَر، این سفر توانی کرد.

همانگونه که می دانیم، کشور عزیز ما با کشور ژاپن تقریباً همزمان با علوم جدید و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمین آشنا شد.
کشور ژاپن به لحاظ الگوبرداری درست از غرب و با تکیه بر سنت های اصیل ملی، کار خود را از آموزش شروع کرد. در دور افتاده ترین روستاها، با همکاری مردم، به طور جدی، مدارس ابتدائی را تأسیس و گسترش داد. معلمان این مدارس برای تدریس علوم از روش « یادگیری با عمل » بهره جستند. بدین معنا که دانش آموزان را وادار ساختند، با اجرای آزمایش، پدیده های طبیعی را تجزیه و تحلیل و تفسیر نمایند و لذا موفق شدند با عشق و ایمان و علاقه و کوشش خستگی ناپذیری، بر مشکلات خود چیره شوند.
همگان، در این فکر بودندکه : با حداقل هزینه، قناعت فردی و جمعی، بیشترین درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گیرند. همه هماهنگ با تلقی و برداشتی درشت و عمیق و هم راستا و هم سو برای بهبود کیفیت آموزش گام برداشتند، برای خانه های مسکونی خود حداقل و برای مدارس حداکثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش از روش شاگرد محوری بهره گرفتند. همه چیز را در اختیار مدرسه و معلم و دانش آموزان قرار دادند، برای محیط آموزشی قداست ویژه ای قائل شدند. به دانش آموز شخصیت و مسئولیت را به طور یکسان تفویض کردند، آموزش علوم با اجرای آزمایش بوسیله دانش آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقیم و غیر مستقیم با طبیعت و قوانین موجود در طبیعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره مدرسه و کلاس شریک کردند. و آموزش نظری با عملی به گونه ای همگام و همراه شد که در